اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
331
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
داود بن على به منبر برآمد و يك پله پايينتر از وى ايستاد و خدا را سپاس و ستايش گفت و بر محمد درود فرستاد و گفت : اى مردم اكنون تاريكيهاى فتنه پراكنده گشت ، پرده از روى دنيا برداشته شد ، زمين و آسمان دنيا روشن گرديد ، خورشيد از خاورش طلوع كرد ، تير بدست تيراندازان رسيد ( حق باهلش بازگشت ) و كمان را كمانتراش بدست آورد ( كار به كاردان سپرده شد ) و حق به جايگاه خويش ، در ( ميان ) خاندان پيامبرتان كه نسبت به شما شفقت و مهربانى و دلسوزى دارند ، بازآمد . هان كه عهد خدا و عهد پيامبرش و عهد عباس [ 1 ] براى شماست تا در ميان خاص و عام شما به حكم كتاب خدا و سنت پيامبرش رفتار كنيم . همانا به خدا قسم ، اى مردم كه پس از پيامبر خدا ، كسى شايسته تر براى خلافت از على بن ابى طالب و اين ايستاده پشت سرم ، در اين مقام نايستاده است . پس اى بندگان خدا ، آنچه را به شما داده است با سپاسگزارى بپذيريد ، و او را بر فتحى كه نصيب شما كرده است ، ستايش كنيد ، خدا بود كه به جاى مروان ، دشمن رحمان و ملازم شيطان ، جوانمردى با مدارا بشما عنايت كرد و برنايى پير منش ، پيرو نياكان خويش و جانشين امامان و پدرانش ، آنان كه خدا هدايتشان نمود و اين هم از هدايت آنان پيروى كرد ، چراغهاى تاريكى و نشانه هاى رهبرى و درهاى رحمت و كليدهاى خير و كانهاى بركت و زمامداران حق و فرماندهان عدالت . سپس فرود آمد و ابو العباس سخن گفت و خدا را سپاسگزارى و ستايش كرد و بر محمد و آلش درود فرستاد و از خويش نويد نيكى داد و سپس فرود آمد [ 2 ] . ابو العباس داود بن على را والى كوفه قرار داد و او نخستين [ كس ] بود كه ابو العباس به كار فرماندارى گماشت ، و برادر خود ابو جعفر را براى بيعت گرفتن از
--> [ 1 ] ل ، ب ، عباس . تاريخ طبرى ج 6 ص 83 ، عباس خدايش رحمت كند . ن ، ابى العباس [ 2 ] ر . ك . تاريخ طبرى ج 6 ص 81 - 84 .